صفحه اصلي > اخبار > کتاب ها و مقالات 
 


  چاپ        ارسال به دوست

با کتاب "لحظه ها" نوشته شادروان دکتر نوید مسجدی بیشتر آشنا شوید

 

کتاب لحظه ها نوشته شادروان دکتر نوید مسجدی فرزند دکتر محمدرضا مسجدی عضو هیئت علمی دانشگاه علوم پزشکی شهیدبهشتی است که متاسفانه هفته گذشته بر اثر سکته قلبی درگذشت.


به گزارش روابط عمومی دانشگاه علوم پزشکی شهیدبهشتی ، شادروان دکتر نوید مسجدی نگارش این کتابچه 93 صفحه ای را در دوران دستیاری خود آغاز کرد و  به بیان لحظات، وقایع رخدادها، مسایل و مشکلاتی پرداخت که در هنگام درمان بیماران به عنوان یک طبیب با آن مواجه بود و مشاهده می کرد و دلسوزانه به آنها می اندیشید.

 

 

شادروان در مقدمه این کتابچه نوشته است:

 

يك سال گذشت... يك سال از نوشتن لحظه ها گذشت. 13 بار مرورش كردم و 13 بار اصلاحش كردم.

 

در شروع نوشتن این کتاب دستيار بيهوشي تهران بودم و امروز دستيار جراحي گيلان. نوشته اي كه نمی دانم چه شد نوشتم. نفهميدم چرا نوشتم ولي نوشتم...

 

يك سال گذشت و لحظه ها ادامه داشتند و مدام تكرار مي شدند.

 

لحظه هاي طاقت فرسا، لحظه هاي بيقراري. لحظه هايي كه تا عمق استخوانم را سوزاندند. لحظه هايي كه باز مرا بردند به ناكجايي كه نفهميدم در آنجا چه مي كنم و چه بايد بكنم.

 

وقتي برگشتم دندانهايم درد داشتند بس كه به هم فشرده بودمشان و دستهايم مشت بودند. اخم كرده بودم و فرياد هم زده بودم.

 

مرا ببخش دوست من؛ با تلخي گفتم پدرت از بخش مراقبتهاي ويژه بيرون نخواهد آمد. اميدي كه در چشمانت بود، دلم را لرزاند. مجبور بودم. ديدي پدرت عمرش به دنيا نبود؟

 

مرا ببخش مادرم؛ كه تلخ و بيرحم از اتاق بيرونت كردم. با وجود تو نميتوانستم شكم فرزند نيمه جانت را براي پيدا كردن خون سوراخ كنم. ببخش مادر اما بدان صداي ناله ات را از پشت درب آهني با گوش جانم شنيدم.

 

آه كه لحظه ها ادامه داشتند و دارند...

 

ديگر خسته شدم. بس است. همين نوشتن كافي است. نويد آرام بگير. بگذر و برو. ببين و نگاه نكن. بشنو و گوش نده. بساز و نسوز.

 

درسَت را بخوان و جراح بزرگي شو. آنوقت با حرفه ات اگر خواستي به همه كمك كن. خيلي خوب است.  اصلا شايد لحظه ها را نوشتي كه اين گونه پزشكي باشي. شايد بتواني اسطوره اي شوي مثل دكتر محمد قريب...

 

 

درسَت را بخوان و فقط آرام بگير.

 

پس شروع مي كنم. كتاب جراحي شوارتز. فصل روده باريك. از مبحث انسداد روده شروع مي كنم. آرامتر شدم و هدفم را پيدا كردم. چه ترتيب جالبي دارد كتب مرجع علمي. هر مبحثي در جايي است كه بايد باشد. واقعا چه خوب است درس خواندن و با سواد شدن. چقدر آمار جالبي ارايه كرده. يكي از دلايلي كه سرعت پيشرفت علم را در كشورهاي خارجي زياد كرده همين آمار است. همه چيز را ثبت مي كنند. با ذكر تمام جزئيات. از پايه اين طور كار مي كنند. ما هم بايد همين كار را كنيم.

 

يكي از كارهاي آينده ام اين خواهد بود. ببينم نويسنده اش كيست؟ چه جالب... " دكتر علي توكلي زاده " حتما ايراني است. شايد آنجا به دنيا آمده و پدر و مادرش مهاجر بوده اند. افسوس كه بعد از انقلاب بسياري از نيروهاي مفيد از مملكت رفته اند. شايد هم خودش از ايران مهاجرت كرده. مثل خيلي ها امتحان داده ورفته رفته تا پيشرفت كند. شايد هم ازاينجا خسته شده و رفته .

 

من نرفتم. نمي روم. مانده ام و خواهم ماند. نماندم كه نبينم. نشنوم. مي بينم حتي اگرچشمانم بسوزد.

 

مي شنوم حتي اگر شنيده ها پيرم كند. اما نه فقط اين...

 

لحظه ها را با نوشتن شروع كردم اما فقط با نوشتن ادامه نميدهم و ديگر تمام...

 

انتهای پیام/

کدخبرنگار: 7700 س.ع

 


١٥:٣٣ - شنبه ٢٥ بهمن ١٣٩٩    /    عدد : ١٠١٨٢٤    /    تعداد نمایش : ٢٣٣٥