صفحه اصلي > اخبار 
 


  چاپ        ارسال به دوست

زنی که از لبخندش نور می تابید...

راستی چه کسی گفته که نور همیشه از پنجره می تابد؟ روی این دیوار نقش زنی است که از میان لب های خندانش به خانه نور می تابد...
 


به گزارش روابط عمومی دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی، پشت در که می رسیم، خانمی مسن در را برایمان می گشاید، موهایش سپید است درست برعکس لباس هایش، با چشمانی مغموم به یکایکمان خوشامد می گوید و ما را به داخل منزل دعوت می کند، پشت سرش دختری جوان ایستاده که گرچه ماسک بر صورت دارد، اما پرده بلورینی که حایل ما و چشمانش شده به خوبی نشان می دهد لبخند مدت هاست از لب هایش کوچ کرده.  

 


پا در خانه می گذاریم، خانه ای که حال امروزش با سال قبل هیچ فرقی ندارد، پنجره ها همانند، اسباب و اثاثیه همانند، اما دیوارها... دیوارهای خانه حالا یک مهمان همیشگی دارند، قابی را با حاشیه سیاه در دل خود جا داده اند که درمیانش عکس یک زن به چشم می خورد، راستی چه کسی گفته که نور همیشه از پنجره می تابد؟ روی این دیوار نقش زنی است که از میان لب های خندانش به خانه نور می تابد...
اینجا خانه شهید کمالی نژاد است؛ زنی که حالا ماههاست از آخرین نفس هایش می گذرد، کارشناس بهداشت مسئولیت پذیری که گرچه نفس هایش حریف کرونا نشد، اما خودش تا آخرین لحظه برای نجات نفس دیگر انسان ها جنگید و تلاش کرد.


رییس دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی و جمعی از مسئولان دانشگاه به خانه شهید کمالی نژاد رفتند تا پاس بدارند زحمات و فداکاری های این قهرمان راه سلامت را و به گرمی بفشارند دستان خانواده این کارشناس بهداشت مسئولیت پذیر را که حالا ماه هاست داغ نبود عزیزشان را در سینه دارند.


دکتر زالی با اشاره به تلاش های موثر این شهید برای راه اندازی مراکز 16 و 24 ساعته کرونا در مرکز بهداشت شرق، می گوید: "شهید کمالی نژاد از موثرترین و تاثیرگذارترین افراد در فرایندهای تشخیص کرونا در این مرکز بود."


او ضمن تسلیت به خانواده شهید کمالی نژاد با صراحت می گوید: "شاید شهادت تنها پاداشی بود که خداوند می توانست در ازای تلاش هایش به او هدیه کند."


مادر شهید کمالی نژاد بر خلاف تصور، بسیار پرصلابت تر از باقی اعضای خانواده به نظر می رسد، گرچه گرد غم بر روی صورتش نشسته اما سعی می کند کوهی باشد برای نوه دردانه اش پرستو؛ دختر یکی یک دانه شهید کمالی نژاد.


مادر شهید کمالی نژاد در جمع مسئولان دانشگاه لب به سخن می گشاید، تشکر و قدردانی می کند از تلاش ها و فداکاری های همکاران فرزند از دست رفته اش که در راه دفاع از سلامت و جان هموطنان شبانه روز می جنگند؛ در عین حال گله مند است از بی احتیاطی شهروندان، از برخی تصمیم های نادرست مسئولان و مجموع عواملی که باعث تنگتر شدن حلقه محاصره کرونا می شود.


چشمانم را به قصد دیدن پدر شهید در خانه می گردانم، اثری از او نیست، مادر شهید می گوید: "از روزی که دخترمان رفت پدرش دیگر توان پا گذاشتن به این خانه را ندارد"؛ سخت است برایش دیدن جای خالی او در اینجا.


در ادامه می گوید: "تنها چیزی که داغ نبود دختر عزیزمان را آرام می کند می کند این حقیقت است که تلاش ها و زحماتش بی ثمر نبود و بی ثمر نماند."


پرستو، دختر زن خندان در قاب اما هیچ سخنی نمی گوید، حرفایش اشکی می شوند و هر از گاهی از گوشه چشمش می چکند.


پدر پرستو، همسر شهید کمالی نژاد نیز لباس سیاه بر تن دارد؛ آرام است و کمتر سخن می گوید؛ زمزمه می شود که او نیز همچون همسرش متعلق به خانواده بهداشت و درمان کشور است، او طبیبی است که تصمیم گرفته هفته ای یک روز در مرکز بهداشتی که به نام همسرش نامگذاری شده به خدمت به هموطنان بپردازد تا کمی درد فراق همسر و همراه زندگی اش التیام یابد.


نزدیک رفتن شده، دکتر زالی هدایایی را به رسم قدردانی و یادبود به خانواده شهید تقدیم می کند؛ درست در مقابل همان قابی که بر سینه دیوار است. دوباره خیره می شوم به عکس و لبخندی که در این دیدار چندین بار به آن اشاره شده بود؛ همان لبخندی که می  گفتند اکثر اوقات بر روی لب های شهید کمالی نژاد بود. به گفته همکارانش حتی سه روز قبل از رفتنش نیز وقتی در آی سی یو بستری بود با خنده می گفت: "خوب می شوم؛ جای نگرانی نیست". امروز، اگرچه حاشیه مشکی کنار عکسش گواهی می کند که اتفاقا نگرانی اطرافیان برای حالش بجا بود، اما انگار لبخندش از توی قاب گرم می کند سرمای نبودنش را.

زهره کمالی نژاد، کارشناس بهداشت مرکز بهداشت شرق آبان ماه سال گذشته در 51 سالگی بر اثر ابتلا به کرونا پس از چند روز بستری در بیمارستان شهدای تجریش به شهادت رسید.


انتهای پیام/
گزارش از: مژده رنجبر


١٠:٢٨ - چهارشنبه ١١ ارديبهشت ١٤٠٠    /    عدد : ١٠٤٠٣٠    /    تعداد نمایش : ١٣٢٥