همه چیز را وقف کرده ام/ فروش کارخانه و دارایی برای ساخت بیمارستان
شادروان حاج عباس جابرانصاری در کنار تمام کارهای خیر، ساخت دو بیمارستان بزرگ192 تختخوابه الغدیر و160 تختخوابه انصار الغدیر را هم در کارنامه اش دارد. او از سرشناس ترین لوسترسازهای ایران بود؛ همه او را با لوسترهایش می شناسند و اعتبار زیادی که در بازار دارد.
شادروان حاج عباس جابرانصاری در کنار تمام کارهای خیر، ساخت دو بیمارستان بزرگ192 تختخوابه الغدیر و160 تختخوابه انصار الغدیر را هم در کارنامه اش دارد. او از سرشناس ترین لوسترسازهای ایران بود؛ همه او را با لوسترهایش می شناسند و اعتبار زیادی که در بازار دارد.
گفتگوی زیر حاصل دیداری صمیمی با مرحوم حاج عباس جابر انصاری در اوایل سال 95 می باشد. وی پس از سال ها فعالیت های انسان دوستانه و امور خیر، در نیمه دوم سال جاری دعوت حق را لبیک گفت. گزارش جذاب فعالیت های خیرخواهانه حاج عباس جابر انصاری را بخوانید:
ایشان از خیرین قدیمی هم به حساب می آید که تا به حال چندین مدرسه، حمام، بیمارستان و حتی مرده شور خانه هم ساخته و وقف کرده است. بیمارستان الغدیر هم از بزرگترین کارهای انسان دوستانه اش به حساب می آید که علاوه بر هزار پرسنلی که در خود جای داده بیماران زیادی را هم درمان کرده و سلامت و زندگی را به آنها برگردانده است.
با وجود تمام این فعالیتهایش اما حاج جابرانصاری هنوز هم بیکار ننشسته و بیمارستان دیگری در بومهن ساخته که از این بیمارستان بزرگتر و با تجهیزات تر هم هست و میلیاردها تومان برای آن هزینه کرده است، او هرچه که داشته از کارخانه و سهام فروخته و واگذار کرده تا بتواند از پس هزینه های ساخت آن بیمارستان بربیاید. درحال حاضر نیز آنطور که اطرافیانش میگویند از همه دنیا یک خانه دارد که درآن زندگی میکند و باقی را وقف کرده است. متولد ۱۳۰۶ است و سنی از او گذشته اما همچنان سرپاست و فعالیت میکند. مدیریت بیمارستان الغدیر را برعهده دارد. برای یک گفتگوی کوتاه با حاج جابر به بیمارستان الغدیر رفتیم.
مدرسه و حمام ساخته ام
۸۸ سالش است اما هنوز سرپاست و از پس خیلی کارها برمی آید. درجریان تمام امور بیمارستان است و هر کدام از پرسنل برای تایید فعالیت و کارهایشان سراغش می روند. تلفنها را هم خودش جواب می دهد و پاسخگوی همه چیز هست. وقتی از او میخواهیم از کارهایی که تا امروز انجام داده و وقف کرده بگوید لبخند میزند و چندان تمایلی برای پاسخ دادن به این سبک سوالات نشان نمیدهد. اصرار ما را که می بیند میگوید: «چندتایی مدرسه ساخته ام. دوتا شمیرانات نو و یکی شادآباد. یک مدرسه هم کنار کارخانه شیرپاستوریزه ساخته ام. در سیستان و بلوچستان هم برای بچه هایی که در مناطق محروم و مرزی هستند هم یک مدرسه ساخته ام. آن زمان هایی که خانه ها حمام نداشتند حمام هم ساختم. حتی مرده شورخانه هم ساخته ام. دیگر هر کاری که میشد و از پس من برمی آمد انجام داده ام. »
درمانگاهی که بیمارستان شد
بیمارستان الغدیر از بزرگترین کارهای انسان دوستانه عباس جابرانصاری است که خودش درباره آن میگوید: « سالهای اول انقلاب اسلامی زمین درمانگاه الغدیر به درخواست شادروان مرحوم حاج آقا تقی انوری زاده اصفهانی از متولی موقوفات حاج عبدالوهاب تهرانی اجاره و درمانگاه خیریه الغدیر درقسمتی از این زمین که حدود ۴۰۰۰ متر و حدود ۱۰۰۰ متر درمانگاه بود احداث و سال ۱۳۶۱ افتتاح شد. ابتدا اینجا درمانگاه بود با تعداد محدودی پرسنل مانند پزشک و پرستار. هر ماه که به تعداد مراجعان اضافه شد به تعداد پرسنل هم اضافه کردند. من و همسر مرحومم به همراه حاج هوشنگ مصلحی و مرحوم حاج آقا حسن بزرگ زادگان با موافقت آقای نوریزاده قسمتی از این درمانگاه را برای احداث بیمارستان اختصاص دادیم. دست آخر هم روز عید غدیر سال ۷۵ با ۹۲ تخت این بیمارستان را افتتاح کردیم. به مرور زمان نیز تعداد تخت این بیمارستان به ۱۹۲ تخت رسید. الان هم در خدمت شما هستیم. »
وقف بزرگ ترین لوستر جهان
یکی از همکاران حاج جابر انصاری با تابلویی بزرگ وارد میشود که در آن تصویر یک ساختمان است و میگوید: «بیمارستان انصار الغدیر بومهن به دست حاج آقا ساخته شده است که انشاا. . . ۲۲ بهمن قرار است آن را افتتاح کنند. بیمارستان ۱۶۰ تختخوابه که در متراژ زمینی به مساحت ۵ هزار متر ساخته شده است. » هم یک نفر دیگر با تابلوی دیگری وارد میشود که مربوط به یک لوستر بسیار بزرگ و غول پیکر است؛ لوستری که به بزرگترین لوستر کشور معروف شده و کار پدر لوسترسازی ایران است.
می گویند درحال حاضر این لوستر که بزرگترین لوستر پوسته ای جهان است در مسجد اعظم قم نصب شده است. همکاران آقای انصاری میگویند او کارخانه لوستر سازی و کارخانه داروسازی داشته و سهامدار چند کارخانه دیگر بوده اما برای آنکه بتواند این بیمارستانها را بسازد هر چه کارخانه داشته فروخته و هر چه سهام داشته نیز واگذار کرده است. به هر حال هزینه ساخت بیمارستان خیلی بالاست و برای هر تخت بیمارستان باید ۵۰۰ میلیون تومان هزینه کرد. او هر چه از اموالش باقی ماند را هم به موسسه خیریه انصارالغدیر واگذار کرده است. الان شاید یک خانه داشته باشد که در آن زندگی میکند.
کارآفرینی یکی از مهمترین برکات کار خیر است
ایشان ۷ فرزند دو دختر و ۵ پسر هم دارد که آنها به اندازه خودشان دارا هستند و برای همین حاج آقا باقی اموالش را وقف کارهای خیر و انسان دوستانه کرده است. ساخت بیمارستان یک روی سکه است و اداره آن روی دیگرش. هزینه آب و برق و گاز خیلی زیاد است و شهرداری هم عوارض چند میلیاردی میخواهد. یک سال است برای بیمارستان خط تلفن تقاضا شده اما فعلا فقط یک خط تحویل شده است.
درکنار همه این مشکلات کارآفرینی یکی از مهمترین برکات این کار خیر است و همین حالا این بیمارستان هزار پرسنل دارد. بیمارستان بومهن هم راه اندازی شود به همین میزان شاید هم بیشتر پرسنل و نیرو بخواهد. یک ساعتی حرف زده ایم و حالا دیگر زمان فیزیوتراپی حاج عباس جابرانصاری فرار میرسد و باید با کمک عصایی که دارد به بخش فیزیوتراپی برود. قبل از آنکه از اتاق خارج شود میگوید: «من به اندازه ۲۰۰ سال از این بدن کار کشیده ام. به بدنم خیلی ظلم کرده ام. . . »
به روایت یک دوست
از چراغ سازی تا کارخانه لوسترسازی
عباس قاسمی همکار و دوست قدیمی حاج آقا جابرانصاری است. او درباره سازنده دو بیمارستان الغدیر و انصارالغدیر میگوید: «حاج آقا که می بینید به اینجا رسیده از صفر شروع کرده است. آنها وقتی بچه بودند پدرشان را از دست میدهند. حاج عباس فقط 6 سال داشته که هم باید درس میخواند و هم کار میکرد تا نان خودش و مادر و 4-5 برادرش را دربیاورد. آنها در آن زمانها در خیابان شهباز زندگی و کار میکردند. ایشان که در حال حاضر به نام پدر لوستر ایران معروف هستند با پشتکار و تلاش خودش به اینجا رسیده است. او از چراغ سازی و کارهای کوچک به این تجارت بزرگ دست پیدا کرد و به دلیل همین پشتکار عجیبی که داشت یک تاجر موفق شد. این دو بیمارستان با تلاش حاج آقا با چنین سرعتی ساخته شد وگرنه هر کدام از آنها شاید بیشتر از 10 سال ساختشان طول میکشید. حاج آقا تا قبل از آنکه این دو بیمارستان را بسازد هم کار خیر انجام میداده و در کار مدرسه سازی و حمام سازی بوده و به امورات مردم رسیدگی میکرد که هنوز هم این کار را انجام میدهد و هر کس پیش ایشان بیاید هرچقدر در توان حاج آقا باشد به آنها کمک میکند. او اگر چه سواد مدرسه و دانشگاهی ندارد اما بهتر از هر مهندس دیگری سر از کار ساخت و ساز در می آورد. کافی است زمینی را به حاج آقا نشان بدهید او با چشم و بدون آنکه حساب و کتاب کاغذی کند به طور دقیق به شما خواهد گفت برای ساخت به چه میزان مصالح و هزینه نیاز دارید. »