کمی دور، خیلی نزدیک/روایتی از ایثار پرسنل درمانی کشور در مبارزه با بیماری کرونا
این روزها توی کوچه، محله، خیابان و شهرمون شاهد وقوع حوادثی ناخوشایند هستیم. همه جا صحبت از تهاجم یک ویروس مزاحم است. ویروسی که آرامش مون را بهم زده و مردم را دچار تشویش و اضطراب کرده .
این روزها توی کوچه، محله، خیابان و شهرمون شاهد وقوع حوادثی ناخوشایند هستیم. همه جا صحبت از تهاجم یک ویروس مزاحم است. ویروسی که آرامش مون را بهم زده و مردم را دچار تشویش و اضطراب کرده .
اما در این شرایط نیز می توان وقایع و رخدادها را از دریچه دیگری به نظاره نشست همانطور که روابط عمومی بیمارستان شهدای گمنام در این دلنوشته از ایثار پرسنل درمانی کشور در کشاکش مبارزه با کرونا (COVID-19) روایت کرده است .
پرده اول-تهران،دی 1398

گوینده خبر رادیو:کشف گونه ای جدید از ویروس کرونا در منطقه ای از کشور چین ...
دانشمندان منشاء اولیه آن را از برخی حیوانات از جمله خفاش می دانند که در برخی مناطق شرق "دور " به عنوان یک ماده غذایی از آن استفاده می شود...
راننده تاکسی برای این که سکوت مسافران را بشکنه و حرفی از آنها بیرون بکشه نگاهی به آینه میندازه و مسافرهای عقب را در یک نگاه برانداز میکنه " امان از این چینی ها ! آقا چیزی مونده که اینا نخورن؟"
یکی از مسافرها با بی حوصلگی واسه این که بحث را شروع نشده تمومش کنه میگه "ای بابا چین کجا، اینجا کجا! داره میگه شرق دور. بذار هر چی میخوان بخورن به ما چه ربطی داره...
راننده در حالی که با معنی و مفهوم شرق دور هنوز کمی مشکل داره ، سری تکون میده و دلخور از بی حوصلگی مسافران و غرق بودن اونها در گوشی های موبایلشان موج رادیو را عوض میکنه.
پرده دوم – جنوب شهرتهران- بیمارستان شهدای گمنام- اوایل اسفند1398
مادر جان خواهش می کنم اینقدر بی تابی نکن حال شوهرت انشاا... خوب میشه، توکل به خدا کن، اینقدر هم نزدیک بیمار نشو کمی دورتر وایسا، مریضیش شاید مسری باشه، بذار بچه های احیا کارشون را بکنند.
پرستار بعد از متقاعد کردن زن میانسال برای منتظر ماندن بیرون بخش، با عجله به سمت تخت بیمار میدود، مردی حدود 60 ساله با علائم شدید تنفسی که نیاز فوری به لوله گذاری و احیاء داره.
مراجعات بیماران تنفسی توی این چند روز به بیمارستان خیلی زیاد شده و پرسنل مجبورند بی وقفه رسیدگی کنند، پرستار " حسینی " خیلی جوونه و مدت کمی است که اومده تو این بیمارستان،.
چند تا بچه های کد احیاء آن طرف دارند روی یک مریض دیگه کار می کنند، نمیتونه بیشتر از این معطل بماند برای لوله گذاری مریض مجبوره خیلی نزدیک به بیمار کار را انجام بده، آنقدر ثانیه ها در نجات مریض مهمه که دستورهای ایمنی را فراموش میکنه ! به شدت گرم کارشه، قطراتی از بزاق بیمار به دور و اطراف می پاشد...
بیرون بخش زن در هول و اضطرابه ، نمیدونه پدر بچه هاش و نان آور خانواده چی به سرش میاد؟
قطرات اشک روی چهره شکسته اش بی امان می لغزن، در یک لحظه هزاران فکر تو سرش میچرخه، دستفروشی شوهرش، نداشتن بیمه، مستاجری، خرج بچه ها و... و... و....
یک دفعه با صدای پرستار " حسینی " به خودش میاد، خانم خدا رو شکر! شوهرت احیاء شده دارن میبرنش آی سی یو.
تشکر زن که با صدایی گرفته و گریان گفته شد به گوش پرستار حسینی نرسید چون دوان دوان به سمت تخت بیمار دیگری رفته بود...
پرده سوم- همان بیمارستان- همان روز
تو بخش آی سی یو هیچ تختی خالی نیست. اکثر بیماران بستری مشکوک به بیماری جدیدی هستند که میگن از چین اومده. اصطلاحا بهش میگن کرونا اما درستش " کووید 19 " است .
پرستار بخش از پزشک میپرسه: دکتر برای این آقای 60 ساله که تازه آوردنش چی تجویز کردید؟
دکتر ماسکش را کمی جابه جا میکنه و میگه خدارو شکر عمرش به دنیاست. زود احیاش کردند، بعد یک سری دستورات را سریع میگه و میره سراغ مریضهای دیگه .
پرستار " پ" ملحفه روی مریض تخت 8 را مرتب میکنه که پیرزن نحیف و ضعیفی است و گاهی سرفه هایی خشک می کنه. پرستار کمکش میکنه یک مقدار جا به جا بشه، اما خودش ساعت های متمادی است که فرصت نکرده حتی چند دقیقه استراحت کند،آخه همکارش دو ساعت پیش به اون زنگ زد و خواهش کرد شیفت اون رو هم پر کنه چون شوهرش ناگهان دچار یک بیماری مسری شده بود که نمیدونست آنفلونزاست یا کرونا...
پرده چهارم - بخش عفونی بیمارستانی دیگر - چند روز بعد
چند نفر از پزشکان و پرستاران در چند بیمارستان تهران و برخی شهرهای استان گیلان،قم ،مرکزی و... در راه مبارزه با بیماری کرونا و دفاع از سلامتی هموطنان مبتلا به این بیماری شده اند. خوشبختانه حال اکثر آنها رو به بهبودی است...
پرستار 25 ساله ای در لاهیجان بر اثر ابتلا به بیماری کرونا درگذشت...
اینها را گوینده شبکه خبر داره اعلام میکنه و پرستار " حسینی " در حالی که روی تخت بیمارستان خوابیده اخبار را میشنوه.
در این چند روزی که در بیمارستان بستری است خوشبختانه حال عمومیش بهتر شده، البته جواب تست کرونای او و پرستار " پ " و یکی از بچه های خدمات بیمارستان به اسم " آ " همگی منفی بوده اما همشون چند روزی دچار تب و سرفه و ... بودند، گوشیش زنگ میخوره مادرشه که با نگرانی و برای چندمین بار از صبح حالش را میپرسه.
تو بخش خبری تلویزیون چند تا عکس بچه های بیمارستان خودشون را میبینه که لباس فضایی به تن دارند و با انگشت دست علامت پیروزی را نشان میدهند ،بالای تصاویر زده "# کرونا _را _ شکست _ می دهیم " لبخندی به لبش مینشیند...
(یک لحظه نگاهم روی نام خانوادگیش میخکوب میشه چقدر به واژه "ایثار " نزدیک است ...)
پرده آخر... به زودی
از تو متشکریم که با آمدنت ... قدر نعمت برخورداری از سلامت و امنیت را به ما فراموشکاران گوشزد کردی.
از تو متشکریم که.با آمدنت ... زنان و مردان روزهای سخت را از مدعیان تو خالی و نامردان جدا کردی و چه جدا کردنی! یکی جانش را در راه کمک به همنوع بر کف گرفته و دیگری انبارهای احتکار را به صف کرده!
از تو متشکریم که با آمدنت ... اعضای خانواده ها را دور هم جمع کردی تا پس از مدتها صحبتهایشان به جای ثانیه و دقیقه به ساعت بکشد .
از تو متشکریم که با آمدنت ... باعث شدی من و خیلی های دیگر در دفتر تلفن موبایلمان شماره هایی را پیدا کنیم که ماهها و سالها ازشون خبری نداشتیم و با فشار دکمه سبز حالشون را جویا شویم.
از تو متشکریم که با آمدن نامبارکت ... انگار برکتی به دعا و نمازهایمان وارد شد تا بیشتر آن وجود قدسی را در کنار خود و لحظه لحظه زندگیمان حس می کنیم.
و در پایان از تو متشکریم که دشمنی مشترک هستی برای همه انسانها. هر چند به ناچار جسم آدمها را کمی از هم دور کردی اما قلب بسیاری از آنها را به هم نزدیک کردی " خیلی نزدیک ".
و به خاطر داشته باش که با یاری خداوند تو(کرونا) را شکست می دهیم .
انتهای پیام/
کدخبرنگار: 7700 س.ع