اخبار

  • تاریخ انتشار : 1405/05/19 - 12:22
  • بازدید : 27526
  • تعداد بازدید : 25768
  • زمان مطالعه : 3 دقیقه

محمدصالح عباسیان؛ جوانی که با رفتنش، به دیگران زندگی بخشید

حادثه رانندگی، محمدصالح عباسیان، جوانی موفق و پرتلاش و فرزند یکی از همکاران بازنشسته دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی را از خانواده‌اش گرفت؛ اما تصمیم خانواده برای اهدای عضو، پایان زندگی او را به آغاز زندگی‌های دیگری پیوند زد. در روزهایی که پذیرش این فقدان برای یک خانواده دشوار و جان‌فرساست، پدر محمدصالح از تصمیمی می‌گوید که می‌تواند امید را به قلب بیماران نیازمند بازگرداند؛ اهدای عضو، روایتی از ایثار که از دل عمیق‌ترین اندوه‌ها برخاست.

به گزارش روابط عمومی دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی، یدالله عباسیان، همکار بازنشسته دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی، هنگام صحبت از محمدصالح، از او با افتخار یاد می‌کند؛ جوانی که به گفته پدر، استعداد و توانمندی‌های بسیاری داشت و در مسیر تحصیل نیز موفق بود.

 

او از فرزندش به عنوان جوانی با نمرات عالی، پرتلاش و فعال یاد می‌کند؛ جوانی که برای خانواده‌اش تنها یک فرزند نبود، بلکه مایه افتخار و دلگرمی بود.

 

اما آنچه در روایت پدر بیش از همه درباره محمدصالح به چشم می‌آید، روحیه خدمت و علاقه او به معنویت است. محمدصالح در حوزه علمیه تحصیل می‌کرد و طلبه بود؛ مسیری که به گفته پدر، با روحیه خدمت‌گزار و علاقه او به کمک به دیگران پیوند خورده بود.

 

اکنون، آنچه از او برای خانواده باقی مانده، خاطراتی است که هر کدام بخشی از شخصیت و زندگی این جوان را روایت می‌کنند.

 

تصمیمی که در دل یک اندوه بزرگ گرفته شد

هیچ خانواده‌ای برای از دست دادن فرزندش آماده نیست. خانواده عباسیان نیز پیش از وقوع این حادثه، هیچ‌گاه درباره اهدای عضو با یکدیگر گفت‌وگویی نداشتند.

 

پیشنهاد اهدای عضو پس از حادثه و از سوی پزشکان بیمارستان مطرح شد؛ پیشنهادی که خانواده باید در یکی از دشوارترین لحظات زندگی درباره آن تصمیم می‌گرفتند.

 

پدر محمدصالح از آن لحظه می‌گوید؛ لحظه‌ای که غم از دست دادن فرزند با تصمیمی بزرگ گره خورد. خانواده، با وجود اندوه سنگین، با اهدای اعضای بدن محمدصالح موافقت کردند تا شاید بخشی از زندگی او در وجود انسان‌های دیگری ادامه پیدا کند.

 

به گفته پدر، پزشکان اعلام کردند که بافت‌ها و اندام‌های اهدایی محمدصالح توانسته است به نجات جان بیماران نیازمند کمک کند؛ بیمارانی که شاید پیش از آن، چشم‌انتظار فرصتی برای ادامه زندگی بودند.

 

بدین ترتیب، مرگ محمدصالح برای چند خانواده دیگر، به معنای پایان نبود؛ فرصتی بود برای دوباره زیستن.

 

«کوچک‌ترین کاری که می‌توانستیم انجام دهیم»

شاید در برابر بزرگی چنین تصمیمی، واژه‌ها توان کافی برای توصیف آن نداشته باشند. با این حال، یدالله عباسیان با تواضعی که در سخنانش موج می‌زند، اهدای عضو را «کوچک‌ترین کاری» می‌داند که خانواده می‌توانسته برای دیگران انجام دهد.

 

این تصمیم، در روزهایی گرفته شد که خانواده هنوز با واقعیت تلخ فقدان فرزندشان روبه‌رو بود؛ اما همین تصمیم، امکان ادامه زندگی را برای بیماران دیگری فراهم کرد.

 

پیش از آنکه دیر شود، درباره اهدای عضو فکر کنیم

پدر محمدصالح در پایان این گفت‌وگو، توصیه‌ای پدرانه برای دیگر خانواده‌ها دارد؛ توصیه‌ای که ریشه در تجربه‌ای تلخ و غیرمنتظره دارد.

 

او از خانواده‌ها می‌خواهد پیش از وقوع حوادث و پیش از آنکه در شرایط دشوار و ناگهانی قرار بگیرند، درباره اهدای عضو فکر و با یکدیگر گفت‌وگو کنند.

 

او می‌گوید: «خودمان هرگز فکر نمی‌کردیم فرزندمان را از دست بدهیم.»

 

شاید همین جمله، مهم‌ترین بخش این روایت باشد؛ اینکه هیچ‌کس نمی‌داند زندگی چه زمانی و چگونه مسیرش را تغییر می‌دهد. اما می‌توان پیش از آن، درباره تصمیمی فکر کرد که روزی شاید بتواند زندگی انسانی دیگر را نجات دهد.

 

پدر محمدصالح، در میان داغی که هنوز تازه است، تصمیم گرفته است از فرزندش بگوید؛ نه فقط برای آنکه یاد او زنده بماند، بلکه برای آنکه روایت زندگی و رفتنش، به فرصتی برای ادامه زندگی دیگران تبدیل شود.

 

محمدصالح رفت، اما بخشی از او در زندگی انسان‌هایی دیگر ادامه پیدا کرد؛ جوانی که با رفتنش، زندگی را به دیگران بخشید.

 

انتهای پیام/

  • گروه خبری : اخبار دانشگاه
  • کد خبر : 175858
کلید واژه

نظر شما

  • نظرات شما دیده و بررسی می شود.
زینب محمدی

زینب محمدی

05/05/20 - 22:24

روحش شاد و در آرامش...احسنت به این تصمیم...ایشالا هیچ مادر و پدری داغ اولاد نبینن

پاسخ

کپچا:

کپچا *
زنده بی زندگی

زنده بی زندگی

05/05/20 - 22:40

روحت شاد جوان برومند سرزمینم.

پاسخ

کپچا:

کپچا *